<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات قرآن و حدیث</title>
    <link>https://qhs.isu.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات قرآن و حدیث</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 20 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 20 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شناسنامه</title>
      <link>https://qhs.isu.ac.ir/article_77983.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>پیوند ریشه‌شناسی با قرائات و تفسیر قرآن: پژوهش موردی «بادی الرأی» در هود: 27</title>
      <link>https://qhs.isu.ac.ir/article_77896.html</link>
      <description>چگونگی قرائت همزه از مسائل تأثیرگذار بر اختلاف قرائات قرآن است که بیشتر در اصول قرائات و گاه در فرش الحروف رخ می‌نماید. یکی از نمونه‌هایی که اثر تفاوت واژگانی، و به‌ویژه ریشه‌شناختیِ، واژه‌های مهموز بر اختلاف قرائات را نشان می‌دهد کلمۀ &amp;amp;laquo;بادی&amp;amp;raquo; در عبارت &amp;amp;laquo;بادی الرای&amp;amp;raquo; در هود: 27 است. ابو عمرو بصری &amp;amp;laquo;بادِئَ&amp;amp;raquo; را با همزه خوانده اما دیگر قاریان بی ‌همزه، &amp;amp;laquo;بادِیَ&amp;amp;raquo; خوانده‌اند. شارحان قرائات این اختلاف را به ریشه‌شناسی واژه بازگردانده‌، قرائت &amp;amp;laquo;بادِئَ&amp;amp;raquo; را بیانگر ریشۀ مهموز (ب‌ـ‌د‌ـ‌ء) و &amp;amp;laquo;بادِیَ&amp;amp;raquo; را بیانگر ریشۀ ناقص (ب‌ـ‌د‌ـ‌و) دانسته‌اند؛ هرچند این احتمال را هم داده‌اند که قرائت &amp;amp;laquo;بادِیَ&amp;amp;raquo; همچنان برگرفته از ریشۀ مهموز باشد که &amp;amp;laquo;همزۀ مفتوح ماقبل مکسور&amp;amp;raquo; به یاء ابدال شده است. مسألۀ پژوهش این است که آیا توجیه ریشه‌شناختی که در بیان شارحان قرائات آمده پیشینی است، یعنی قاریان به دلیل اختلاف در ریشه‌شناسی مهموز یا ناقص کلمه را با همزه یا بی‌ همزه قرائت کرده‌اند، یا این توجیه پسینی است و عالمان برای توجیه این دو قرائت به توجیه صرفی و ریشه‌شناختی دست ‌یازیده‌اند حال‌آنکه اختلاف قرائت صرفاً آوایی است و یک کلمۀ مهموز با ادای کامل (تحقیق) همزه یا با تخفیف همزه قرائت می‌شود. بررسی دیدگاه‌های مفسران متقدم نشان می‌دهد که برخی اساساً قرائت ابو عمرو را نپذیرفته‌اند و برخی دیگر تلاش کرده‌اند آن را به هر شیوۀ ممکن به تفسیری کهن بازگردانند که نزد بیشتر مفسران پذیرفته‌تر بوده و آن را برگرفته از &amp;amp;laquo;بدو&amp;amp;raquo;، به معنای آشکار شدن، می‌دانند. تلاشی معکوس در بیان برخی شارحان قرائات دیده می‌شود که هر دو قرائت را به یک معنا و برگرفته از &amp;amp;laquo;ابتداء&amp;amp;raquo;، یعنی آغاز امر، و مسأله را از سنخ اصول قرائات می‌دانند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی مفهومی برداشت‌ها از واژه «تباکی» در هندسه دینی با رویکرد لغت‌پژوهانه</title>
      <link>https://qhs.isu.ac.ir/article_77897.html</link>
      <description>تباکی نمودن یکی از اعمال مورد توصیه اسلام است که برای مواضع مختلفی مانند دعا، تلاوت قرآن، نماز و سوگواری سیدالشهداء علیه‌السلام وارد شده است. با عنایت به توصیه اهل بیت علیهم‌السلام به این عمل و کثرت تبلیغاتی حول این کلمه به خصوص در مسئله اقامه عزا، بیان معنای دقیق این واژه و حفظ آن از تحریف معنوی، گامی مهم در تبیین آداب اسلامی و ترویج فرهنگ صحیح عزاداری است. معنای رایجی که برای تباکی مطرح می‌گردد، تظاهر به گریه است؛ یعنی ظاهر ساختن حالت گریه بدون گریه کردن حقیقی. در کنار این معنا، معنای دومی نیز تحت عنوان &amp;amp;laquo;تکلف بکاء&amp;amp;raquo; بیان گردیده است. تعمق در این معنا، نشان می‌دهد که منظور از آن، اراده گریه و تکلیف نمودن آن بر خود به همراه مشقت و سختی است. این مقاله با ارائه تاریخچه گزارش هر دو معنا، به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد لغت‌پژوهانه به واکاوی و تبیین کامل آن‌ دو می‌پردازد و در گام بعدی، با سنجش اعتبار گزارش‌ها و تطبیق مستقیم معانی با استعمالات واژه &amp;amp;laquo;تباکی&amp;amp;raquo; در روایات، معنای نخست را ناصواب، و معنای تکلّف بکاء را صحیح می‌داند که با لحاظ این معنا، شبهه جواز ریا اساسا مطرح نمی‌گردد. عواملی همچون تمسک به معنای تظاهر، به عنوان یکی از معانی غالب باب تفاعل، جایگاه علمای معتقد به معنای تظاهر و همچنین عامل ترجمه ناصحیح و عدم رعایت ظرافت‌های اصیل عربی، سبب برداشت و رواج معنای نادرست تظاهر از تباکی شده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کنشگری فعّال قرآن کریم در مبارزه با زنده به گور کردن دختران</title>
      <link>https://qhs.isu.ac.ir/article_77898.html</link>
      <description>مصادف با آغاز نزول قرآن کریم مردمان حجاز دختران خود را زنده به گور می کردند، اما مدتی بعد از مبارزة قرآن، این فرهنگ ریشه کن شد. با توجه به حکیمانه بودن نزول تدریجی قرآن به نظر می رسد این مبارزه در سیر نزول براساس الگویی خاص صورت گرفته باشد. &amp;amp;laquo;کشف ابعاد حکمیانه بودن نزول تدریجی قرآن کریم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اهتمام قرآن به اصلاح رفتارهای نادرست در عرصه فرهنگ&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اهمیت روش تدریجی در تحولات فرهنگی جامعه&amp;amp;raquo; اقتضا می کند این مسأله مورد بررسی قرار گیرد. هدف این پژوهش آن است که با بررسی تحلیلی آیات در سیر نزول نشان دهد که قرآن کریم چگونه این فرهنگ ضد انسانی را ریشه کن کرد. یافته های پژوهش نشان می دهد این مبارزه در پنج گام محقق شد: اوّل: &amp;amp;laquo;حمایت از دختران زنده به گور شده در قیامت بدون اشاره به عاملان در سورة تکویر(نزول:7)&amp;amp;raquo;، دوّم: &amp;amp;laquo;انتقاد غیرمستقیم از تنفر اعراب از دختران در سوره های نجم، اسراء و صافات (نزول:23، 50 و56)&amp;amp;raquo;، سوّم: &amp;amp;laquo;انتقاد مستقیم به تنفر اعراب از دختران در سورة زخرف (نزول:64)&amp;amp;raquo;، چهارم: &amp;amp;laquo;انتقاد صریح و همه جانبه به فرهنگ زنده به گور کردن دختران در سورة نحل (نزول:70)&amp;amp;raquo; و پنجم: &amp;amp;laquo;زدودن بقایای نگاه غلط به دختران در سورة طور&amp;amp;raquo; (نزول:75)&amp;amp;raquo;. تحلیل این پنج گام کنش گری تدریجی قرآن کریم برای ریشه کنی این فرهنگ را نشان می دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین قرآنی-روایی مفهوم حرج و ارتباط آن با رسالت پیامبر(ص) در پرتو آیه دوم سوره اعراف</title>
      <link>https://qhs.isu.ac.ir/article_77901.html</link>
      <description>در قرآن کریم، مفاهیم متضاد ضیق صدر و شرح صدر به پیامبر اکرم(ص) نسبت داده شده است؛ پدیده‌ای که در نگاه نخست با جایگاه رفیع نبوت و مقام عصمت ایشان در تعارض می‌نماید. در تفاسیر، علل ضیق صدر پیامبر(ص) با آراء متکثر و گاه متعارضی تبیین شده‌اند که از فشار کفار و اذیت مشرکان گرفته تا رنج درونی از گمراهی امت را در بر می‌گیرند. این امر، علاوه بر نمایان ساختن پیچیدگی موضوع، فقدان مستندات قطعی و ضرورت بازنگری در تحلیل این مسئله را آشکار می‌سازد. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با تلفیق دو رویکرد تفسیر قرآن با قرآن و تفسیر روایی، به تحلیل انتقادی دیدگاه‌های مفسران پرداخته و با استناد به شواهد درون‌متنی و روایات اهل بیت(ع)، تبیینی نو از ماهیت ضیق صدر ارائه می‌دهد. یافته‌های این مطالعه حاکی از آن است که ضیق صدر پیامبر(ص)، نه حاصل ناکامی بیرونی، بلکه برآمده از دغدغه عمیق ایشان نسبت به استمرار جریان هدایت الهی پس از خویش و نگرانی درباره پذیرش ولایت امیرمؤمنان(ع) به‌مثابه نهاد استمرار رسالت بوده است. بر این اساس، ضیق صدر در ساحت نبوی، جلوه‌ای از مسئولیت تاریخی پیامبر(ص) در زمینه‌سازی برای تحقق ولایت حق و حفظ وحدت امت اسلامی تلقی می‌شود. این پژوهش با آشکار ساختن پیوند میان ضیق صدر و مسئله ولایت، نگرشی جدید به اهمیت و پیامدهای آن در چارچوب رسالت پیامبر اکرم(ص) ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل معناشناسانه «ولایت» در قرآن کریم بر پایه روابط همنشینی و جانشینی</title>
      <link>https://qhs.isu.ac.ir/article_77915.html</link>
      <description>در پی چویی معنای &amp;amp;laquo;ولایت&amp;amp;raquo; در آیات قرآن، با مفاهیم متعددی روبه‌رو می‌شویم، که به یکدیگر پیوند خورده‌اند. این نوشتار قصد دارد با رویکرد معناشناسی ساختاری، به روش توصیفی تحلیلی به تبیین واژة &amp;amp;laquo;ولایت&amp;amp;raquo; در قرآن پرداخته و مؤلفه‌های معنایی آن را به کمک همنشین‌ها، جانشین‌ها و اضدادش در قرآن استخراج کند. &amp;amp;laquo;ولایت&amp;amp;raquo; در ساختار آیات قرآن، در یک رابطه مکملی، با مفاهیم &amp;amp;laquo;اتّخاذ&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نصرت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;هدایت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توکل&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سلطان&amp;amp;raquo; هم‌نشین شده است؛ در یک رابطه اشتدادی، با مفاهیم &amp;amp;laquo;نصرت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شفاعت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ملک&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;هدایت&amp;amp;raquo; و برخی دیگر مفاهیم و در یک رابطه تقابلی با واژه &amp;amp;laquo;عدو&amp;amp;raquo; همنشین شده است. مشتقات &amp;amp;laquo;ولی&amp;amp;raquo; بر محور جانشینی نیز با واژگان &amp;amp;laquo;خلیل&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;رب&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;وکیل&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نصیر&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ملتحد&amp;amp;raquo; دارای هم‌معنایی است. بر پایه این بررسی و استخراج مؤلفه‌های معنایی &amp;amp;laquo;ولایت&amp;amp;raquo;، با چهار کارکرد &amp;amp;laquo;رفاقت و همراهی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تدبیر و سرپرستی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;محافظت و پشتیبانی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کمک‌رسانی و یاری‌گری&amp;amp;raquo; برای &amp;amp;laquo;ولایت&amp;amp;raquo; در ادبیات قرآن روبه‌رو هستیم که دقت در این کارکردها و معانی، رابطه ولایی طولی میان ولی و مردم و نیز رابطه اجتماعی میان مؤمنان بر پایه ولایت را با معنای تازه‌ای بازآرایی می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و بررسی دیدگاه «من وحی القرآن» در رابطه با اعتبارسنجی روایات ناظر به آیات قصص</title>
      <link>https://qhs.isu.ac.ir/article_77919.html</link>
      <description>باریک‌اندیشان همواره بر کارکردهای قصص در تاریخ بشر آگاهند. قرآن سرگذشت پیشینیان را برای عبرت&amp;amp;shy;آموزی به بهترین شیوه نقل کرده‌است. روایات تفسیری فراوانی ذیل آیات مرتبط با قصه‌های قرآنی وارد شده که به‌نحوی درصدد تبیین این آیات هستند. پژوهش حاضر برای پاسخ به این مسأله سامان یافته که فضل‌الله درباره‌ی روایات قصص قرآن چه موضعی دارد؟ و آیا روایات ناظر به قصص را دارای اعتبار می&amp;amp;shy;داند یا نه؟ براساس یافته&amp;amp;shy;های پژوهش که به روش استنتاجی و رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده، &amp;amp;laquo;من وحی القرآن&amp;amp;raquo; از جمله تفاسیر معاصری‌است که ذکر روایات تفسیری و بهره‌گیری از آن در تفسیر نمود دارد؛ ولی تعامل فضل‌الله با روایات تفسیری ناظر به آیات قصص، شیوه &amp;amp;laquo;رد و انکار روایات&amp;amp;raquo; و بسیار سخت‌گیرانه است. از نظر وی هرج و مرج و نابسامانی‌هایی در عرصه‌ی روایات ناظر به قصص قرآن رخ داده‌است. از این رو روش مواجهه‌ی او با روایات ناظر به قصص قرآن، روش نقد حدیثی است و روایات وارد شده در زمینه‌ی قصص را نمی‌پذیرد و آن‌ها را با معیارهایی جون: پرهیز از روایات ضعیف، طرد روایات تفسیری موضوعه، عدم پذیرش روایات به علت تنافی با ظاهر آیه، کنار گذاردن روایات به&amp;amp;shy;خاطر بی&amp;amp;shy;نتیجه بودن یا ضابطه&amp;amp;shy;مند نبودن برخی روایات، طرد روایات غیرمرتبط، تردید درباره‌ی صحت و سقم روایات، طرد خبر واحد و ردّ روایات با تکیه بر مکی یا مدنی بودن آیات محک می‌زند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روش‌های کشف ساختار سوره های قرآن با رویکرد کل به جزء</title>
      <link>https://qhs.isu.ac.ir/article_77899.html</link>
      <description>تفسیر ساختاری رویکردی نوظهور در مطالعات قرآنی است که سوره را به مثابه شبکه‌ای به‌هم‌پیوسته می‌نگرد، نه توالی آیات منفک. با این حال تکثر آراء و نبود الگوریتمی نظام‌مند، فهم ساختار را دچار ذوقی‌گرایی کرده است. این پژوهش با هدف طراحی چارچوبی روش‌مند برای کشف ساختار سوره‌ها، از طریق تحلیل مضمون تفاسیر ساختارگرا، چهار روش کلیدی معرفی می‌کند: ۱. مطالعه کل‌نگر براساس تفکر سیستمی و با پیش‌فرض وحدت شبکه‌ای سوره، ۲. سیاق‌بندی مبتنی بر قرائن لفظی-معنایی، ۳. کشف شبکه مفاهیم و موضوعات ۴. کاربست نشانه‌های متنی (کلمات و آیات کلیدی، تکرارها، اسلوب‌های بلاغی و نظم‌آهنگ سوره). یافته‌ها حاکی از انعطاف‌پذیری ترتیب روش‌ها و امکان گزینش یکی از دو رویکرد &amp;amp;laquo;کل به جزء&amp;amp;raquo; یا &amp;amp;laquo;جزء به کل&amp;amp;raquo; است. در رویکرد جزء به کل، کشف ساختار با تمرکز بر نشانه‌های خُرد متنی (نظیر آیات کلیدی یا واژگان محوری) آغاز شده و به‌تدریج به نقشه کلی سوره منتهی می‌شود؛ اما در رویکرد کل به جزء که محور اصلی این پژوهش است درک ساختار کلی سوره تقدم داشته و جزئیات در پرتو این چارچوب کلان معنا می‌یابند. اولویت‌بندی میان رویکردها وابسته به ساختار ذهنی مفسر و ویژگی‌های سوره است. در سوره‌های طوال، کل‌نگری از تشتت تحلیلی می‌کاهد و در سوره‌های مفصل، جزءنگری کارآمدتر است. این پژوهش با نظام‌مندسازی فرآیند کشف ساختار، گامی در مسیر روشمندسازی علمی فهم ساختاری قرآن محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برادر خوانی قاتل و مقتول یا اولیای او در قتل عمد با نظر به آیه 178 سوره بقره</title>
      <link>https://qhs.isu.ac.ir/article_77906.html</link>
      <description>دین اسلام، مسلمانان را برادران یکدیگر خوانده و رابطۀ اخوت را میان آنان برقرار ساخته است. توصیف مؤمنان به برادران یکدیگر، در حقیقت تأکید بر حقوق متقابل آنان، همبستگی، تعاون و یاری‌رسانی میان آنان و پرهیز از پراکندگی است. از مواردی که به این برادری تصریح شده، در آیۀ 178 سورۀ بقره است. یک سوی افراد این آیه قاتل در قتل عمد است، و همین امر موجب شده است تا مفسران را به تکاپو آورد که این برادری میان چه افرادی در این آیه اعتبار شده، و اگر قاتل عمد یکی از اطراف آن است، از چه رو از وی به برادر دینی یاد شده است. گویا عدم فسق و عدم ارتکاب گناه کبیره از شرایط برقراری برادری دینی نزد بیشتر مفسران به شمار ‌آمده است. این مقاله درصدد ارائه و اثبات این برداشت است که برادری دینی میان همه طبقات ایمانی و افراد جامعه اسلامی است، و ارتکاب گناه کبیره و فسق، مانع از این اعتبار نیست؛ و اساساً هدف از اعتبار برادری دینی در آیات قرآن کریم همدلی میان همه افراد جامعه اسلامی است، و این همبستگی تنها در صورتی تحقق خواهد یافت که طرد و دوگانه‌سازی از جامعه اسلامی رخت بربندد و حتی مؤمنانی که در مراتب نازله ایمانی قرار دارند نیز مشمول اعتبار برادری گردند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل محتوای روایات مهدویت در مدرسه حدیثی قم تا دوران شیخ صدوق(ره)</title>
      <link>https://qhs.isu.ac.ir/article_77918.html</link>
      <description>مدرسه حدیثی قم، یکی از مراکز علمی مهم و اثرگذار در مکتب امامیه است که همواره مورد توجه محققان بوده است. مطالعات موجود درباره آموزه‌های مهدویّت در مدرسه قم، با کمبودهایی از جمله فقدان نگاه مدرسه‌محور و تحلیل ناکافی محتوای روایات مواجه است. بررسی دقیق روایات مهدوی این مدرسه، تصویر روشنی از آموزه‌های مهدوی آن دوره ارائه می‌دهد.از این‌رو، نوشتار پیش‌رو با روش توصیفی&amp;amp;ndash; تحلیلی و بر اساس &amp;amp;laquo;تحلیل محتوا&amp;amp;raquo;، با استخراج ۳۵۸ روایت از میراث محدثان قم، به تحلیل آموزه‌های مهدویت در این مدرسه تا پیش از دوره شیخ صدوق پرداخته است. در ابتدا، بر اساس منابع موجود، بیشترین نقل در منابع مستقیم، توسط مرحوم کلینی و آن هم در کتاب &amp;amp;laquo;الحجه&amp;amp;raquo; صورت گرفته است؛ &amp;amp;nbsp;اما در منابع واسطه‌ای، شیخ صدوق(ره) (با توجه به زیست او در آن دیار) نقش مؤثری در نقل و بقای میراث مهدویِ قمی‌ها داشته است. بر اساس موضوعات بررسی‌شده، از میان مجموعه روایات، نزدیک به ۴۶۸ واحد تحلیل (شامل جمله، عبارت و مضمون حدیثی) استخراج گردید. این واحدها در چهار محور اصلی ساماندهی شدند: ویژگی‌های شخصی امام مهدی(عج)، دوران غیبت، نشانه‌های ظهور و دوران ظهور. در این میان، شناخت تبار امام مهدی، غیبت، انتظار، توقیعات و رفتارشناسی امام در عصر ظهور، از بسامد بالایی برخوردار بود که خود حکایت از گفتمان غالب مدرسه حدیثی قم دارد. در مقابل، مسئله شمایل امام، ادعیه مهدوی و نشانه‌های ظهور، چندان جایگاهی در میان محدثان قم نداشته است. وجود برخی از گزارش‌های فوق‌العاده، نشان‌دهنده روحیه نص‌گرایی مدرسه حدیثی قم است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی ادلّه تحدی به فرازهای مستقل قرآن کریم</title>
      <link>https://qhs.isu.ac.ir/article_77900.html</link>
      <description>قرآن کریم برای اثبات حقانیت خود، مخالفان را به مبارزه دعوت کرده است. کَمّیت مبارزه‌طلبی (تحدی) قرآن در آیات متفاوت بوده و گاه به کل قرآن، گاه به ده سوره و گاه به یک سوره واقع شده است. مشهور علما کمینه تحدی را یک سوره اصطلاحی (بین دو بسمله) می‌دانند؛ در حالی که برخی محققان معتقدند مجموعه‌ای از آیات منسجم (حتّی کمتر از یک سوره) می‌تواند مصداق تحدی باشد. پژوهش حاضر در پی تبیین حداقل میزان مبارزه‌طلبی قرآن است که با بررسی ادله و شواهد هر دو دیدگاه و تحلیل انتقادی آنها، از طریق تبیین آیات تحدّی، بررسی آرای مفسران متقدم و معاصر، مطالعه شواهد تاریخی، تحلیل واژگان کلیدی با استفاده از منابع ادبی و لغوی و نقد دلالی و ارزیابی ادله طرفین انجام شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد به‌رغم برخی مستندات نظر مشهور مانند استناد به واژه &amp;amp;laquo;سوره&amp;amp;raquo; در آیات 38 سوره یونس و 23 سوره بقره، معارضات ذکر شده از سوی معارضان و ادعای اجماع بیشتر علما در طول تاریخ، شواهد نظریه اقلیت اتقان بیشتری دارد. به نظر این گروه، معنای واژه &amp;amp;laquo;حدیث&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;قرآن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سوره&amp;amp;raquo; در آیات تحدی و کاربرد آنها در قرآن، برخی وجوه اعجاز مانند اعجاز غیبی، نزول تدریجی برخی سور، تحدی قرآن به هدایتگری و عدم اختلاف در محتوای قرآن نشان می‌دهد قرآن به تعدادی از آیات متوالی دارای یک موضوع منسجم، بدون شرط رسیدن به حدّ یک سوره اصطلاحی تحدی کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مصدریابی و اعتبارسنجی حدیث «خیرُ الأمورِ أوسَطُها» در منابع فریقین</title>
      <link>https://qhs.isu.ac.ir/article_77923.html</link>
      <description>از جمله احادیث مشهوری که به توصیف عمل صحیح می&amp;amp;rlm;پردازد، روایت &amp;amp;laquo;خیرالأمور أوسطها&amp;amp;raquo; است. در این روایت، بهترین کارها، میانه ترینِ آن&amp;amp;rlm;ها معرفی شده است به گونه&amp;amp;rlm;ای که اگر کسی در هر امری، جانب میانه را در میدان عمل حفظ کند، به بهترین نحو وظیفه خویش را در قبال آن به انجام رسانده&amp;amp;rlm;است. اِعمال این معیار در برخی امور مانند امور علمی، معرفتی و همچنین فضایل اخلاقی چه در حوزه فردی و چه اجتماعی و حتی سیاسی، با چالش&amp;amp;rlm;هایی عقلائی و دینی روبروست. به همین منظور پژوهش حاضر به دنبال آن است که هم مصادر اولیه حدیث را بیابید و ریشه تاریخی نقل و انتشار آن را بررسی نماید و هم به اعتبار آن از منظر سندی و متنی بپردازد. این پژوهش برای انجام این مهم منابع شیعه و سنی را مورد بررسی قرار داده است. اولین بار این روایت در قرن دوم توسط منابع اهل سنت به نقل از مطرف بن شخّیر نقل شده است. در منابع شیعی نیز مهم&amp;amp;rlm;ترین منبع، کتاب کافی است که این عبارت را از امام کاظم(ع) در واکنش به یک کنایه پیرامون مرکبی که سوار بودند، نقل کرده&amp;amp;rlm;اند. تمامی منقولات روایی چه اهل سنت و چه شیعه از منظر سندی ضعیف هستند. وجود این عبارت در مثلی مشهور که برای توصیف بغال به کار رفته این گمانه را تقویت می&amp;amp;rlm;کند که امام کاظم ـ در فرض صحت صدور حدیث ـ بدون توجه به محتوای سخن نقل شده توسط گوینده کنایه، برای اسکات وی از مثلی مشهور که برای همگان آشنا بوده، استفاده کرده &amp;amp;rlm;اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی هم‌معنایی واژگان «إتمام» و «إکمال» در ترجمه‌های قرآن کریم (نمونه موردی ترجمه مکارم شیرازی، گرمارودی و فولادوند)</title>
      <link>https://qhs.isu.ac.ir/article_77916.html</link>
      <description>پژوهش حاضر، به تحلیل و بررسی دقیق واژگان &amp;amp;laquo;إتمام&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;إکمال&amp;amp;raquo; و نقش آن‌ها در ترجمه‌های قرآن کریم می&amp;amp;shy;پردازد. این واژه‌ها علی‌رغم شباهت ظاهری، در متن قرآن، دارای ترجمه‌های مختلف، معانی و کاربردهای گوناگون هستند که فهم درست آن‌ها برای درک صحیح مفهوم آیات ضروری است. هر واژه در بستر خاص خود از نظر معنایی و فضایی قرار می‌گیرد و استفاده از آن نیازمند شناخت عمیق زبان و متن است. مترجمان مختلف، مانند مکارم شیرازی، گرمارودی و فولادوند، در ترجمه‌های خود، بر اساس دیدگاه‌های فرهنگی، فکری و زبانی، تفاوت‌هایی در انتخاب این واژگان نشان داده‌اند که این تفاوت‌ها در انتقال معنا و پیام‌های قرآن بسیار تاثیرگذار است. این جستار با مقایسه این ترجمه‌ها نشان می‌دهد که هر مترجم با توجه به درک شخصی و سبک ترجمه خود، ممکن است از واژگان متفاوتی استفاده کند که هر کدام نقش خاصی در توجه القا کردن به مخاطب دارد. در نتیجه، این بررسی کمک می‌کند تا تفاوت‌های ظریف و مهم در انتخاب واژگان در ترجمه‌های قرآن بهتر شناخته شود و درک عمیق‌تری از نحوه انتقال مفاهیم قرآن به فارسی حاصل گردد. دستاورد پژوهش حاکی از آن است که &amp;amp;laquo;إتمام&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;إکمال&amp;amp;raquo; از واژگانی هستند که در نگاه اول مترادف و هم&amp;amp;shy;معنی می&amp;amp;shy;نمایند؛ اما استفاده آن&amp;amp;shy;ها در کنار هم این نکته را به مخاطب یادآور می&amp;amp;shy;شود که هر یک از این واژه&amp;amp;shy;ها دارای معنی متفاوت و فضای خاص و مستقلی از دیگری است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
