انگیزش، خاستگاه کنشهای انسان و عنصری کلیدی در تربیت بهشمار میرود؛ و قرآن کریم برای انسانسازی به آن توجه جدی دارد. هدف پژوهش، شناسایی بایستههای رهبری انگیزشی در قرآن کریم بود. پژوهش، مطالعهای کیفی با روش تحلیل مضمون بود. جامعه مطالعاتی، قرآن کریم و نمونه، آیات مرتبط با موضوع از طریق «نمونهگیری هدفمند» بود. مهمترین یافتهها عبارت بود از: بایستههای بنیادین (شامل ارزشمندی مقاصد، کاربست راهبردهای مطلوب)؛ بایستههای زمینهای (شامل تعادل، فرآیندمداری، مدیریت بهینه فرصت، تناسب تدابیر انگیزشی با ویژگی افراد، توجه به تأثیر ساحت ربوبی در توفیقات، مدیریت تغییرات غیرقابلپیشبینی، اتخاذ تمهیدات ویژه در راستای مصالح، هدایتگری حکیمانه، رعایت اولویتها، تمهید الگوهای مطلوب، استقلال رهبر، شکیبایی و استقامت)؛ بایستههای ساحات وجودی پیرو (شامل روابط عاطفی مطلوب با پیروان، ترسیم چشمانداز عملی، تسهیلگری ادراک مخاطب، توجه به انگیزش جمعی) و بایستههای هدف (شامل پرورش و پالایش انگیزهها، صیانت از انگیزههای مطلوب). موارد مذکور در مدلی مفهومی، با یکدیگر مرتبطاند: ارزش رعایت همه بایستهها منوط بر تعهد رهبران تربیتی بر قِسم بنیادین است؛ بایستههای زمینهای بر مجموعه عناصر و مراحل رهبری انگیزشی از جمله بایستههای ساحات وجودی پیرو حاکماند؛ و بایستههای هدف، اهداف واسطی تحقق سایر موارد هستند. نتیجه این بود که از منظر قرآن کریم: 1) رهبر انگیزشی برای موفقیت، باید در همه کنشهای خود از جمله نسبت به جنبههای وجودی متربیان، الزاماتی را رعایت کند. 2) هرگونه اقدام رهبران در مسیر تربیتی برای انگیزش، بدون مقاصد ارزشمند و راهبردهای مطلوب، بیارزش است؛ و 3) پرورش، پالایش و صیانت از انگیزهها، برای فرآیند تربیت هم ضرورت و هم هدف تلقی میشود